الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
347
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
كند در نتيجه تطهير بدن حاصل نشود در اينجا دو واجب داريم يكى وضو و ديگرى تطهير بدن براى نماز كه وضو واجب با بدل است آنهم بدل اضطرارى كه تيمم باشد فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً ، ولى تطهير بدن بدل و جانشينى نه عرضا و نه طولا ، نه اختيارى و نه اضطرارى ندارد در اينجا تطهير بدن مقدم مىشود و به درجهء فعليت و تنجز مىرسد و دليل بر اهميت واجب بىبدل آن است كه اگر ما واجب با بدل را اتيان كنيم واجب بىبدل بهكلى تفويت مىگردد درحالىكه آنهم داراى مصلحت ملزمه است و شارع مقدس به هيچ وجه راضى به ترك آن نشده ، اما اگر واجب بىبدل را مقدم بداريم جمع بين التكليفين شده در مقام امتثال ؛ زيرا واجب با بدل اگرچه خودش انجام نگرفته ، ولى بدل او انجام گرفته و جاى خالى او پر شده و الجمع مهما امكن اولى من الطرح پس واجب بىبدل در نزد شارع مهمتر از واجب با بدل است . 2 . دو واجب با يكديگر تزاحم نموده ، ولى يكى از آن دو واجب فورى است و آن ديگرى واجب غير فورى از قبيل اينكه اول ظهر وارد مسجد مىشويم و مشاهده مىكنيم كه مسجد آلوده به نجاست شده در اينجا امر اقم الصلاة برعهدهء ما آمده و امر ازل النجاسة نيز متوجه ما شده و لكن ازالهء نجاست فورى است و اقامه صلوه وقتش وسيع است و فوريتى ندارد و يا دو واجب تزاحم كردهاند و يكى از آن دو واجب موقت مضيق است و آن ديگرى واجب موقت موسع است فى المثل اول ظهر شرعى كه نماز يوميّه بر مكلف واجب شد كسوف هم حاصل شد و نماز آيات هم واجب شد ، ولى وقت نماز آيات مضيق است چون اگر به نماز يوميّه مشغول شود انجلاء حاصل مىگردد و نماز آيات تفويت مىگردد ، ولى وقت نماز ظهر وسيع است و اول وقت نشد در ثانى و ثالث و اربع وقت انجام مىدهد حال در اين دو مورد هم واجب فورى و واجب مضيق مقدم مىشود بر واجب غير فورى و موسع و به درجه فعليت مىرسد براساس همان معيارى كه در مرجح اول ذكر شد و آن اينكه واجب موسع و غير فورى داراى بدل اختيارى طولى است ، ولى واجب فورى و يا مضيق بدل طولى اختيارى ندارد فلذا اگر واجب موسع را مقدم بداريم واجب ديگر كه مضيق يا فورى